محمد عبد الله دراز (مترجم: عطائى)
108
دستور الأخلاق في القرآن (آئين اخلاق در قرآن) (فارسى)
ولى با اين تفاوت كه پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ممكن نيست بهطور مطلق بر نظرى نادرست و خطا باقى بماند و اگر از طريق معمول به راه صواب برنگشت ، بهطور حتم ، وحى براى تصحيح خطاى وى و استوار ساختن او به راه راست ، دخالت مىكند ، اگرنه تمام امّت به خطا خواهند افتاد و به پيروى از او به راه ضلالت خواهند رفت . خداى سبحان مىفرمايد : « وَ ما كانَ اللَّهُ لِيُضِلَّ قَوْماً بَعْدَ إِذْ هَداهُمْ حَتَّى يُبَيِّنَ لَهُمْ ما يَتَّقُونَ » « 1 » . بنابراين اگر اين تعديل و استوارسازى مستمرّ نبود ، هر آينه مىرفت كه با تمام اوامر پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم و احكام آن حضرت كه پشتوانهاى از وحى نداشت ، موافقت ضمنى گردد و مردم آنها را احكامى الهى بپذيرند ، درحالىكه حجّت آشكارا دارند . احوال ديگر پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم را نيز بر اين قياس در نظر بگير ، وقتى كه وى كارى را انجام مىدهد ، كردار ايشان الگوهاى آغازين و عملى مردم است تا كه از آن پيروى مىكنند و مسلمانان بر آن اساس رفتارشان را - تا وقتى كه خلاف آنها صادر نشده باشد - تنظيم مىكنند . « 2 » خلاصهء مطلب اينكه هر حديث صحيحى كه ناسخ نداشته و موضوع آن جزئى از رسالت پيامبر و در نهايت حاكى از ارادهء الهى باشد در نظر مسلمانان سلطهء اخلاقى بر نصّ قرآنى دارد . « 3 »
--> ( 1 ) - توبه ( 9 ) ، آيهء 115 : « چنين نبوده است كه خداوند گروهى را پس از هدايت گمراه سازد تا اينكه آنچه را بايد از آن بپرهيزند ، براى آنها تبيين كند » . ( 2 ) - به راستى چرا اين همه تكلّف و توجيه ؟ اگر همانطورى كه پيروان اهل بيت عليهم السّلام معتقدند ؛ پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم را معصوم در تمام احوال بدانيم ، هيچ نيازى به اين سخنان نيست ، مگر ممكن است كه بدون عصمت ، هدف بعثت تأمين شود ؟ و يا ممكن است مردم - از ديد مؤلّف - مواردى را كه پيامبر به وسيلهء وحى پشتيبانى مىشود ، با موارد ديگر به راحتى تميز دهند ؟ علّامهء حلى در كشف المراد از جمله دلايل عصمت انبيا ، مىنويسد : 1 - غرض و هدف از بعثت تنها با وجود عصمت ميسّر است ؛ زيرا اگر مردم دروغ و گناه را بر پيامبر روا بدانند ، در اوامر و نواهى و افعال ايشان نيز مجاز مىدانند و ديگر تن به فرمان آنها نمىدهند و اين نقض غرض بعثت است ، 2 - در صورت خطا و معصيت پيامبر اگر متابعت كنيم ، پيروى از عاصى جايز نيست و اگر نكنيم خلاف امر خداست ، 3 - اگر پيامبر نيز مرتكب معصيت شود ، چون نهى از منكر يك واجب عمومى است ؛ پس بايد پيامبر را نيز از منكر نهى نماييم و نهى كردن مستلزم آزردن اوست ، از طرفى آزردن پيامبر نيز منع شده است ؛ بنابراين پيامبر بايد معصوم باشد . ر ك : كشف المراد فى شرح تجريد الاعتقاد ، مقصد چهارم ، مسئله سوم ؛ شبّر ، حق اليقين ، ص 91 ؛ مظفر ، عقايد الاماميه ، ص 54 - م . ( 3 ) - اين هم يكى از تناقضاتى است كه گروهى از عامّه مطرح كردهاند ؛ وقتى كه سخن از منابع شرعى مىشود ، اوّل قرآن را مىآورند -